ابو القاسم راز شيرازى

175

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

المحبّين « 43 » ، خود را يا عبادت خود را چيزى داند . بلى ، حقيقت عبادت ، عجز و افتقار و عجز و انكسار است ؛ از بزرگى منقول است كه سى سال عبادت كردم پس از آن آوازى شنيدم كه خزاين ما از عبادات مقبوله مملوّ است ، اگر قرب ما را خواهى حاصل نمىشود مگر به مذلّت و افتقار و انكسار . و چه بسيار مىشود سلاطين بزرگ وقتى كه اذن هدايا مىدهند كه از حضور ايشان بگذرانند ، اميران كبيران ، حكّام و بزرگان و اغنياء ، هريك به قدر بزرگى خود جواهر ثمينه « 44 » و امتعهء نفيسه و اموال كثيره به عرض مىدهند ، هرگاه در اين ميان فقيرى ، شكسته‌اى ، بينوائى آيد و متاع قليلى چون چند دانه عنب « 45 » و يا رطب به عرض رساند ؛ سلطان به ملاحظهء فقر و عجز و مذلّت او اين هديهء قليل را از شخص فقير قبول فرمايد و خلعت نفيسه به او كرامت مىكند و او را نزديك به خود مىخواند و مرحمت و فضل مىفرمايد . پس ، بدان كه ترحّم و فضل ، رو به عجز و فقر و مسكنت مىآورد : « رحم سوى زارى آيد اى فقير * زور را بگذار زارى را بگير » « 46 » لهذا « 47 » خاتم الانبياء با آن عبادات و طاعات و رياضات كثيره ، مىفرمايد : الفقر فخرى و به افتخر ، و بر در خانهء بيوه‌زنان مىرود كه مرا دعا كنيد : درِ هر پيره‌زن مىزد پيمبر * كه اى زن در دعايت يادم آور وارد است كه قبل از بعثت موسى ( ع ) حقّ تعالى به ملائكه فرمود كه

--> ( 43 ) - بسيار دوست‌دارنده‌دار ( 44 ) - پربها و قيمتى ( 45 ) - انگور ( 46 ) - اين بيت از مثنوى مولويست . ( 47 ) - براى اين